محمد تقي جعفري

260

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

در مباحث آينده مشروحاً بررسى خواهد شد . 2 - اعتناى ابتدائى ما در همهء حالات معمولى زندگى با كانالهاى باز حواس در ميان هزاران پديده‌هاى ديدنى و شنيدنى بسر مىبريم ، ولى چنان نيست كه ديدگان ما هر آنچه را كه در پيرامون ما قابل ديدن است ، ببيند و آنچه را كه قابل شنيدن است ، بشنود . . . بلكه معمولا موضوعات معينى از پديده‌هاى قابل عبور از كانال حواس ما را به خود مشغول مىدارد . ملاك اين مشغوليت قابل اعتناء بودن موضوع است . به همين جهت انعكاسات طبيعى محض كه با باز بودن مسير حواس و ذهن دائماً در ذهن آدمى بروز و غروب مىكنند ، شناخت ناميده نمىشوند . بلكه واقعيت شناخت از موقعى تحقق مىيابد كه موضوع مورد اعتناء بوده باشد و به نحوى بتواند حواس را براى منتقل كردن خود به ذهن جلب و آماده نمايد . 3 - توجه اگر از راه نيروى تحريك خود موضوع و يا به تحريك هدفگيرى شخص ، موضوع مورد اعتناء به كشش و تحريك خود ادامه بدهد ، عامل توجه به آن در مغز به كار مىافتد و موضوع مورد توجه قرار مىگيرد . هر چه توجه بيك موضوع عميقتر يا گسترده تر بوده باشد ، به همان اندازه ذهن آمادگى بيشترى براى به كار انداختن نيروهاى مغزى در بارهء موضوع مورد توجه از خود نشان مىدهد . 4 - دو عامل محرك توجه براى اين كه موضوعى بتواند توجه ما را به خود جلب نمايد ، يكى از دو عامل محرك يا مجموع آن دو بايد بوجود بيايد . اين دو عامل محرك عبارتند از :